حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

92

تاريخ قم ( فارسي )

موسى بن بابويه باسانيد صحيحه از ابى عبد الله الصّادق عليه السّلام كه مردى به حضرت بزرگوار او در آمد و گفت اى پسر دختر رسول خداى مسئله ميخواهم كه از تو بپرسم كه پيش از من كسى از تو نپرسيده باشد و پس از من هم از تو نپرسد صادق عليه السّلام فرمود چنان ميدانم كه تو از جاى بر انگيختن مردم از قبور و زنده شدن ايشان و محشر و نشر سؤال خواهى كرد مرد گفت بلى يا ابن رسول الله بحقّ آن خداى كه محمّد را به حق بخلق فرستاد تا ايشان را ببهشت بشارت داد و بدوزخ بيم كرد كه بعثه بالحق بشيرا و نذيرا كه من سؤال نميكنم از تو الَّا از محشر و منشر هر قومى صادق عليه السّلام زبان مبارك بر گشود و فرمود كه همه مردم را به بيت المقدس محشر و منشر بود الَّا بقعهء به زمين جبل كه آن را قم گويند كه اهل آن موضع و شهر را در گور ايشان را محاسبه كنند و از گورها بجنت حشر كنند ، بعد از آن فرمود كه اهل قم مغفور و آمرزيده اند ، راوى گويد كه چون مرد اين فضيلت درباره قم و اهل قم بشنيد از جاى برجست و گفت يا ابن رسول الله اين كرامت و فضيلت خاصّهء اهل قم راست امام فرمود بلى كه خاصّه اهل قم راست و آن كسانى را كه قائل و معتقد باشند بمقالت و اعتقاد ايشان [ 1 ] بعد از آن امام جعفر صادق عليه و على آبائه السّلام و التّحية و الاكرام فرمود كه اى مرد از براى تو زياده برين فضيلتى ياد كنم دربارهء اهل قم مرد گفت بلى يا ابن رسول الله امام فرمود كه حديث كرد مرا پدرم محمد باقر و او از پدرش امام زين العابدين و او از جدّش صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين كه او فرمود كه در آن شب كه مرا ازين كلبهء غبرى بر آن گنبد خضرا آوردند و نظر صائب من بر بقعهء افتاد به زمين جبل بغايت سبز و خرّم و زمين او از زعفران نيكوتر و بوى او از مشك خوشتر پس درين ميان ناگاه بدان موضع پيرى را ديدم به زانو در آمده و تكيه بر سر هر دو زانوى خود كرده و برنسى بر سر نهاده يعنى كلاهى بارانى ، پس جبرئيل عليه السّلام را گفتم حبيبى اين چه بقعه است و مأوى و منزل كدام قوم است جبرئيل عليه السّلام فرمود يا رسول الله اين بقعه را قم گويند و درين بقعه شيعهء وصى تو و پسر عم تو على بن ابى طالب عليه السّلام باشند پس گفتم اى جبرئيل اين پيرى كه در اينجا به زانو در آمده است چه كسست گفت اين عليه اللعنه ابليس است

--> [ 1 ] - در حاشيهء نسخهء اصل : و قايم باشند آن كسانى را كه قائل و معتقد باشند بمقالت و اعتقاد ايشان ،